تبليغاتX
برتر از انسان
 
ما نمی توانیم تنها به این دلیل که برای سالم ماندن، به محصولات حیوانی نیاز داریم، این موضوع را توجیه نماییم. واضح است که به چنین کاری نیاز نیست. در واقع مدارک به طور فزاینده ای نشان می دهد که محصولات حیوانی برای سلامتی بشر مضر هستند. ما نمی توانیم به این دلیل که انسانها برای هزاران سال، حیوانات را می خورند، این امر را توجیه کنیم. این حقیقت تلخ که ما برای مدتی طولانی این کار را انجام داده ایم، کار ما را از لحاظ اخلاقی توجیه نمی کند. انسانها برای قرنها، نژاد گرا و یا جنس گرا بوده اند، اما اینک متوجه شده اند که این عقاید اشتباه بوده است.
ما نمی توانیم به این دلیل که این کار برای اکولوژی جهان ضروری است، اعمال خود را توجیه کنیم. آگاهی در مورد فجایع حاصل از دامداری، روز به روز در حال افزایش است.
• بر طبق گفته فائو (سازمان خواربار و کشاورزی سازمان ملل)، دامداری بیش از مجموع همه خودروها، ماشین های باری و دیگر وسایل حمل و نقل، آلودگی ایجاد می کند.
• % 30 از کل زمین ها را مصرف میکند و % 33 از زمین های کشت پذیر، صرف تهیه خوراک دام می شود.
• دامداری باعث جنگل زدایی می شود چرا که برای تهیه چراگاه های جدید جنگل ها را از بین می برند و زمینها به خاطر چرای بیش از حد، تراکم دام و فرسایش، بصورت گسترده ای تخریب میشوند.
• دامداری تهدیدی عمده برای منابع آب جهان است. برای تهیه خوراک دام مقدار زیادی آب نیاز است و چرای دامها، چرخه های آبی را بر هم می زند و یکی از عوامل عمده آلودگی آب است.
• پروتئین تولیدی حیوانات از میزان پروتئین مصرفی آنها کمتر است. برای هر کیلوگرم ( 2.2 پوند) پروتئین حیوانی، به طور متوسط حدود 6 کیلوگرم یا 13 پوند پروتئین گیاهی شامل غلات و علوفه مصرف می شود.
• برای تهیه یک کیلوگرم گوشت، به 000 100 لیتر آب نیاز است در حالیکه برای تهیه یک کیلوگرم گندم، به 900 لیتر آب نیاز است.

زیرا حیوانات، بیش از آن مقدار پروتئینی که تولید می کنند، پروتئین مصرف می نمایند و غلاتی که باید به مصرف غذایی انسانها برسد، صرف خوراک دام می شود.از این رو، دامداری باعث گرسنگی بسیاری از انسانها می شود.
تنها توجیهی که داریم این است که: رنج و کشتار سالانه 53 بیلیون حیوان به منظور لذت بردن ما از خوردن گوشت آنها. خوردن آنها برای ما راحت است و این کار به یک عادت تبدیل شده است.
به عبارت دیگر ما برای این کار خود، توجیه خوبی نداریم.
تفکر ما در مورد موجودات غیر بشری، دچار سردرگمی شده است. بسیاری از ما با حیوانات خانگی همچون سگ، گربه، خرگوش و حیوانات دیگر زندگی میکنیم یا زندگی کرده ایم. ما این حیوانات را دوست داریم. آنها اعضایی مهم از خانواده ما هستند و وقتی جان می سپارند، برایشان سوگواری می کنیم.
اما همچنان در گوشت حیواناتی که با حیوانات ما چندان تفاوتی ندارند، چنگال خود را فرو می بریم! این کار معقول نیست.
برگرفته از http://www.veganforum.ir/
+ نوشته شده در  چهارشنبه 2 مرداد1387ساعت 18:7  توسط پوپك  | 

"برتر از انسان" موجودی است که به خاطر آسایش و رفاه خود و یا تفریح ، سایر مخلوقات خداوند را به بند نمی کشد.
+ نوشته شده در  جمعه 28 تیر1387ساعت 20:30  توسط پوپك  | 

 

نتایج یک مطالعه جدید نشان می‌دهد که کودکان با هوش‌تر، بیشتر احتمال دارد در آینده رژیم غذایی گیاهخواری را برگزینند.
این آخرین خبر مرتبط با گیاهخواری، باور نادرستی که شایع است و به کم شدن هوش در اثر گیاهخواری اشاره دارد را رد می‌کند چرا که افلاطون، لئوناردو داوینچی، ایزاک نیوتن، مارک تواین و توماس ادیسون هم گیاهخوار بوده‌اند! اکنون که گیاهخواری بیشتر از گذشته باب شده است.
شاید گمان کنید اعتقاد به گیاهخواری عقیده‌ای جدید و مرتبط به عصر حاضر است یا یک پز بهداشتی یا از سر دوستی با طبیعت به حساب می‌آید، اما سابقه تاریخی موضوع را می‌توان تا ابتدای تکامل موجودات انسانی دنبال کرد. کالین اسپنسر در کتاب «تاریخ گیاهخواری» می‌نویسد: «اجداد انسان نمای ما در طول دوره ۲۴ میلیون ساله تکامل خود، ۱/۵ میلیون سال را تقریباً با رژیم گیاهخواری مطلق گذراندند و تنها گهگاه از کرم و یا حشرات تغذیه می‌کردند.»
به گفته اسپنسر، فقدان گیاهان و میوه‌های متنوع ممکن است دلیل نابودی انسان نئاندرتال (ساکنین پهنه‌های یخ‌زده شمال اروپا که فقط گوشت می‌خوردند)و انسان کرومانیون (جد مستقیم ما) باشد.
● دوست ندارید حیوان‌ها بمیرند!
گیاهخواری عملاً به حذف گوشت یا برخی محصولات با منشاء‌حیوانی (بسته به درجه گیاهخوار بودن) از رژیم غذایی اطلاق می‌شود. گیاهخواران با گوشت قرمز و فرآورده‌های آن میانه خوبی ندارند، اما اینطور هم نیست که در رژیم غذایی‌شان هیچ چیزی به جز سبزیجات پیدا نکنید. حتی سرسخت‌ترین گیاهخواران جهان هم علاوه بر سبزیجات، انواع میوه‌ها و غلات را مصرف می‌کنند.
انواع متفاوتی از گیاهخواری وجود دارد که هر یک منافع و البته مشکلات مربوط به خود را دارند. در واقع تمام گیاهخواران را می‌شود به سه گروه بزرگ تقسیم کرد: رایج‌ترین آنها، گیاهخواران «تخم‌مرغ - لبنیات» (ovo-lacto) است. این دسته از گیاهخواران هیچ نوع گوشتی (گوشت قرمز، ماکیان، غذاهای دریایی) نمی‌خورند، اما تخم‌مرغ و محصولات لبنی را مصرف می‌کنند.
گروه دوم گیاهخواران، «لبنیات‌خوارها» هستند (lacto) یعنی انواع گوشت‌ها و تخم‌مرغ را نمی‌خورند اما لبنیات را در برنامه غذایی خود دارند.
آخرین گروه که سخت‌ترین رژیم غذایی را دارند، «گیاهخواران مطلق» (vegan) هستند، این دسته از افراد، گوشت‌ها، تخم‌مرغ، لبنیات، غذاهای حاوی محصولات جانبی حیوانی و حتی عسل نمی‌خورند و حتی از محصولات چرمی، پشمی، پوست خرگوش، ابریشم و یا هرگونه محصول به دست آمده از حیوانات استفاده نمی‌کنند.
البته در تقسیم‌بندی‌های گیاهخواری، گروه‌های دیگری را هم می‌توان پیدا کرد. مثلاً گروه نیمه گیاهخواران (semi-vegetarian) را می‌توان دید که محصولات لبنی، تخم‌مرغ، مرغ و ماهی را در برنامه غذایی خود دارند اما گوشت قرمز نمی‌خورند. گروه دیگری با نام پسکو وجود دارند (pesco-vegetarian) که از میان گوشت‌ها فقط ماهی می‌خورند. برخی دیگر رژیم میوه‌خواری دارند که طبق آن مصرف غذاهای پخته به حداقل می‌رسد و بیشتر از میوه‌های خام، خیار و گوجه و نیز از دانه‌ها استفاده می‌شود و بالاخره جوانه‌خواران (sproutarians) نیز در میان این گروه دیده می‌شوند که عمدتاً از جوانه‌ها، دانه‌ها و برنج‌ها تغذیه می‌کنند.
● رژیم غذایی فیثاغورثی
هزار و یک دلیل می‌شود برای گیاهخواری پیدا کرد. بعضی‌ها به دلیل حمایت از حیوانات و مخالفت با کشتن آنها به این شیوه غذایی روی می‌آورند، بعضی‌ها می‌خواهند وزن کم کنند و برخی دیگر به دلیل بالا بودن فشار خون و ترس از سکته به گیاهخواری می‌پردازند.
جالب است بدانید در میان فیلسوفان یونان و روم باستان هم اعتقاد قوی به گیاهخواری وجود داشت. اولین چهره برجسته در میان آنها «فیثاغورث» است که در انتهای قرن ششم قبل از میلادی می‌زیست. رژیم غذایی فیثاغورثی شامل اجتناب از خوردن گوشت حیوانات سلاخی شده بود. اخلاق فیثاغورثی به برپا کردن قانونی مطلق و جهانشمول گرایش داشت که با حکم به عدم کشتن مخلوقات زنده برای اجتناب از خونریزی بی‌رحمانه به خصوص قربانی کردن حیوانات و تغذیه از گوشت همراه بود.
اعتقاد به گیاهخواری همچنین ریشه‌های اعتقادی کهنی هم دارد؛ مثلاً هندوها از مصرف هر چیزی که با رنج کشیدن حیوانات به دست آمده باشد منع شده‌اند از جمله گوشت، تخم‌مرغ، فرآورده‌های حیوانی مانند ژلاتین و مایه پنیر. اما فرآورده‌های لبنی (غیر از مایه پنیر) قابل قبول هستند، چرا که شیر دوشیدن حیوانات باعث رنج آنها نمی‌شود!
از همین دست می‌توان به گیاهخواری روحانیون بودایی اشاره کرد، آنها حق کشتن حیوانات یا خوردن گوشت را ندارند مگر آن که بدانند که حیوان به خاطر آنها کشته نشده است. براساس همین اعتقادات معتقدان به «تناسخ» و مسیحیان اولیه نیز گیاهخوار بودند.
● مخالفان مدرن گیاهخواری
اعتقاد به گیاهخواری را در شکل جدیدش می‌توان واکنشی نسبت به دریافت مدرن از بهره‌کشی از طبیعت و بیگانه شدن از آن ارزیابی کرد. مخالفان مدرن گیاهخواری معتقدند که «گیاهخواری بازگشتی کامل به رابطه ذاتی انسان با طبیعت نیست بلکه واکنشی مدرن، محدود و تا حدی تنگ‌نظرانه نسبت به افراط‌ها در کشورهای توسعه یافته است.»
البته شواهد علمی هم به نفع گیاهخواری وجود دارد. باوجود اینکه هیچ بیماری وجود ندارد که با گیاهخواری به طور کامل درمان شود اما با این رژیم غذایی ویژه می‌توان از بروز بسیاری از بیماری‌ها پیشگیری کرد. به عنوان نمونه حتی در قرن هجدهم دکتر «ویلیام لمب» رژیم غذایی گیاهی را برای معالجه سرطان به بیمارانش توصیه می‌کرد، همچنین انجمن قلب آمریکا می‌گوید که رژیم غذایی گیاهخواری می‌تواند خطر دیابت و بیماری قلبی را کاهش دهد، تا جایی که مصرف کمتر گوشت و پیروی از یک رژیم گیاهخواری مطلق تا ۹۰درصد ریسک ابتلا به بیماری‌های قلبی را کاهش می‌دهد و قادر به کاهش چشمگیری در میزان کلسترول، تری‌گلیسیرید و فشار خون است.
همچنین تحقیقات نشان داده است رژیم غذایی گیاهی احتمال بیماری‌های مربوط به اشرشیاکلی (نوعی باکتری روده‌ای) و باکتری‌هایی که از طریق گوشت، انسان را بیمار می‌کنند کاهش می‌دهد. این رژیم در مهار سرطان‌ها بخصوص سرطان ریه و سرطان کولون کارآمد است و ضمن اینکه با گیاهخواری می‌توانید خیلی راحت وزن کم کنید و یا پیوسته در وزن ایده‌آلتان باقی بمانید.
اما آنچه مهم است این است که گیاهخواری چه در جهت کاهش وزن، چه بهبود سلامت و... نیازمند مشورت با متخصص تغذیه و استفاده از یک برنامه مدون و صحیح است. چرا که یک رژیم گیاهخواری نامتعادل می‌تواند منجر به کمبود مواد غذایی حیاتی مثل کلسیم، پروتئین و برخی از ویتامین‌ها شود.
● گیاهخواری سالادخواری نیست
برخلاف تصور خیلی‌ها، رژیم گیاهخواری تنها به خوردن سالاد محدود نمی‌شود و باید از تنوع زیادی برخوردار باشد که از لحاظ کیفیت غذایی اطمینان لازم را برای مصرف‌کننده ایجاد کند. مصرف گروه‌های مختلف غذایی باعث می‌شود تا مشکلی که در ذهن بسیاری از افراد به دنبال گیاهخواری مطرح می‌شود، پیش نیاید، چرا که بسیاری از افراد فکر می‌کنند با گیاهخواری دچار کمبود پروتئین می‌شوند در حقیقت میزان نیاز انسان براساس RDA به پروتئین ۸/۰ گرم به ازای هر کیلوگرم وزن بدن است که در شرایط ویژه یا در رژیم ورزشکاران به ۵/۱-۱گرم به ازای کیلوگرم وزن بدن خواهد رسید که این مقدار پروتئین به آسانی از طریق رژیم گیاهی متنوع تامین می‌شود.
البته با حذف پروتئین حیوانی یا چیزی که به آن پروتئین کامل می‌گویند تنها راهی که همه اسیدهای آمینه ضروری را به بدن می‌رساند ترکیبی از غلات و حبوبات است، مثلا وقتی برنج را با لوبیا مصرف می‌کنید یا هنگامی که برای صبحانه، کره بادام‌زمینی را بر روی نان خود می‌مالید، به پروتئین کامل دست یافته‌اید.
البته ویتامین‌هایی مثل ویتامین ب۱۲ و ماده معدنی آهن، ریز‌مغذی‌هایی هستند که در منابع غذایی گیاهی وجود ندارند و باید از طریق مکمل یاری دریافت شوند. پروتئین‌های گیاهی نظیر سویا، عدس و غلات کامل سبوس‌دار به همراه مغزه‌های گیاهی مثل گردو، بادام و میوه‌های خشک و تازه طیف وسیعی از مواد مورد نیاز را به بدن می‌رسانند.
● اگر می خواهید گیاهخوار شوید
دلایل گیاهخواری هرچه که باشد بد نیست با برخی از قواعد تغذیه‌ای در این رابطه آشنا شوید زیرا اگر می‌خواهید گیاهخوار شوید و سلامت شما هم حفظ شود؛ باید براساس اصول تغذیه‌ای رفتار کنید و بهتر است نکات زیر را به کار ببرید:
۱) میوه و سبزی‌ها باید قسمت اعظمی از رژیم غذایی شما را تشکیل دهند. بهتر است که آنها را خام مصرف کنید چرا که میوه‌ها و سبزی‌ها در اثر پخته شدن، ویتامین‌ها و مواد معدنی خود را از دست می‌دهند و ارزش تغذیه‌ای آنها کاهش می‌یابد.
۲) در میان میوه‌ها و سبزی‌هایی که مصرف می‌کنید سعی کنید از انواعی که به رنگ زرد تا نارنجی هستند، حتما در طول روز بهره ببرید و سبزی‌های برگ سبز تیره را به شکل روزانه مصرف کنید. در رابطه با پخت سبزیجاتی نظیر اسفناج بهتر است از آب کمی برای پخت استفاده کنید و اجازه دهید تا آب به خورد سبزی برود و یا در صورت باقی ماندن آب آن را هم مصرف کنید، نکته دیگر اینکه در ظرف را حتما ببندید چرا که مواد معدنی نظیر پتاسیم، محلول در آب است و در غیر این صورت، هدر می‌رود.
۳) اگر شما از محصولات لبنی استفاده می‌کنید(تنها گیاه‌خواران مطلق، همه محصولات لبنی را از رژیم غذایی خود حذف می‌کنند) بهتر است از انواع کم چربی آن (زیر۵/۲درصد چربی) استفاده کنید. شیرها و ماست‌های غنی شده (مثلا با کلسیم و ویتامینD) به شما کمک می‌کنند تا از این طریق ویتامین‌ها و مواد معدنی ضروری برای بدن را دریافت کنید.
۴) جایگزین کردن محصولات حیوانی با منابع پروتئینی دیگر مثل محصولات تهیه شده از سویا (نان و شیر تهیه شده از سویا) حبوبات، غلات با دانه‌های کامل و مغزه‌های گیاهی، ضروری به نظر می‌رسد (البته از مصرف میزان زیاد مغزه‌های گیاهی به دلیل بالا بودن کالری آنها بپرهیزید).
۵) به دلیل اینکه گوشتها منبع اصلی ویتامین B۱۲ و ماده معدنی «روی» هستند و این مواد غذایی در رژیم روزانه گیاهخواران حذف می‌شوند، بنابراین مصرف مکمل‌های روی، آهن و ویتامینB۱۲ برای گیاهخواران، ضروری است (بهتر است این مکمل‌ها را با یک لیوان آب پرتقال مصرف کنید).

منبع:

انجمن جبهه طبیعت

+ نوشته شده در  پنجشنبه 27 تیر1387ساعت 23:3  توسط پوپك  | 

درباره ی انسانها از روی سوالاتی که می پرسند قضاوت کن نه جواب هایی که می دهند.
+ نوشته شده در  چهارشنبه 5 تیر1387ساعت 21:56  توسط پوپك  | 

+ نوشته شده در  شنبه 1 تیر1387ساعت 12:9  توسط پوپك  | 

طبق تعلیمات اسلام انسان ها نمایندگان و خلیفه خداوند بر روی زمینند، و دقیقاً به همین دلیل وظیفه دارند تا مراقب تمامی دیگر مخلوقات خداوند اعم از نباتات و حیوانات باشند.
حضرت رسول اکرم نمونه‌ های بسیاری ارائه دادند تا اهمیت و عمق این مسئله را نشان دهند.ازجمله این نمونه‌ها حدیثی از ایشان است که قید می کند اگرگربه ای از گرسنگی در خانه کسی بمیرد، آن شخص به جهنم خواهد رفت، و اگر کسی تشنگی سگی را که درکنار چاه آبی منتظراست، فرو بنشاند تمامی گناهانش بخشیده خواهند شد.
درتعلیمات اسلام نمونه‌های بسیاری از این دست یافت می شود، به عنوان مثال، هنگامی که مسلمانی چیزی می کارد و حیوان یا پرنده ای از آن تغذیه می کند، این در چشمان خداوند به حکم انفاق است حضرت محمد صلی الله علیه و آله مسلمانان را از بستن حیوانات و استفاده کردن از آنان به عنوان هدف تیر اندازی منع کرد.
البخاری نقل کرده است که رسول‌الله شخصاً با پیراهن خود صورت اسبش را پاک می کرد، و می فرمود که دادن حتی دانه ای گندم به اسب عملی خیر است.این مثال را می توان مجاز از کل موجودات گرفت همچنین مسلمانان از دور کردن حیوانی از مادرش یا سوزاندن لانه مورچگان منع شده‌اند. حتی نقل شده است که یکی از بزرگترین دانشمندان اسلامی بعد از مرگش توسط خداوند تمامی گناهانش بخشیده شد نه به این علت که تالیفات زیادی داشت و اهل علم بود بلکه به این دلیل که گربه ای را در خیابانهای بغداد از شدت سرما نجات داده بود.
بسیاری از شاهدان غربی از دیدن مراقبت و زحماتی که مسلمانان برای حیواناتشان می کشیدند متحیر می شدند برای مثال، ولنی ذکرمی کند تعداد زیادی از سگان زشت ولگرد در خیابان‌های قاهره وکلاغان در حال پرواز بر فراز خانه‌ها ، زندگی می کردند اما مسلمانان هیچکدام از این حیوانات را نمی کشتند، گرچه هر دو آن‌ها کثیف و ناقل بیماری باشند وحتی مسلمانان مؤمن تا حدی پیش رفته بودند که برای سگهای ولگرد جایگاه آب و نان ساخته بودند ودر خانه هایشان از آنها نگهداری می کردند.
تونوت همچنین ذکر کرده است که مردم ثروت قابل توجهی از مالشان را صرف غذا دادن به سگ ها و گربه ها می کنند، و بعضی حتی به نانوایان و قصابان جهت چنین امور خیری مبالغ هنگفتی می دادند کسانی هم که مسئول این امور می شدند با میل و علاقه این کار را انجام می دادند نه به خاطر کسب سود ودرآمد .
و چنین شیوه ای بود که طبق آن محتسب، (رئیس پلیس در اسلام)، غیرازجلوگیری ازتخلفات اجتماعی ومجازات مجرمان،مردم راازبابت گرسنگی دادن به حیوانات یابار زیاد بارشان کردن و زیاد کار کشیدن از آنان نیزمجازات و تادیب می کرد .
در حدیث آمده است که کشتن یا شکار حیوان برای تفریح حرام بوده واز گناهان کبیره محسوب میشود حتی اگر صید ماهی یا جانداران دیگرآبزی با عنوان ورزش وتفریح باشد طبق استفتاء به عمل آمده از مقام معظم رهبری نیز"هر گونه شکار لهوی حرام است" .
روایت می کنند که روزی مردی انگلیسی در زمان اسلام به هنگام شکست در مسابقه ای از عصبانیت تیری به هوا انداخت و مرغ دریایی را کشت، با چنان خشم و وحشت مردم دورش جمع شدند که گویی مرتکب قتل نفس شده است و ایشان را تحول مستحب دادند تا او مجازات شود.
شریعت اسلام دستور می دهد که یک مسلمان باید از هر نوع بی رحمی نسبت به حیوانات دوری کند، مخصوصاً هنگام ذبح شرعی به عنوان مثال، قید شده است که چاقو هیچ‌وقت نباید در جلوی حیوانی که قرار است ذبح شود تیز گردد و این ‌که یک حیوان نباید در جلو چشم دیگر حیوانات ذبح گردد و هر کس این مسائل را رعایت نکند در آخرت آرامش نخواهد یافت.
در زمان پیامبر اکرم سگها، گربه ها، پرندگان و انواع دیگر حیوانات جمعاً مورد مراقبت عموم مردم بودند. پرندگان آزادانه به داخل مساجد پرواز می کردند و حتی لانه هایشان را بدون مزاحمت در محیط مسجد می ساختند.
پرندگان وحشی بدون مزاحمت بر فراز مزارع پرواز می کردند و هیچ هنگام دیده نمی شد که فردی چه دیوانه وچه دانشمند به لانه ی پرنده ای تجاوز کند. در قاهره مسجدی را ذکر می کند که هر روزدر ساعت معینی تعداد زیادی گربه بدان وارد می شدند تا غذایشان را از مرد خیری در آنجا دریافت کنند.
پیامبر اسلام می گویند:

 لعن الله من مثل بالحيوان او حبس

"خداوند لعنت کند کسي را که حيوانی را مثله کند یا آن را زندانی کند."
همچنين از پيامبر (ع)نقل شده که فرمود :

"در شبي که به معراج رفته بودم بر آتش جهنم گذری داشتم. زني را در حال عذاب ديدم از علت عذاب پرسيدم. گفته شد گربه‌اي را بسته بود و آب وغذايش نمی داد و اجازه استفاده ازخس و ‌خاشاک زمين را هم به او نمي‌داد تا گربه به هلاکت رسید پس خدا به واسطه آن عمل ناشايست عذابش مي‌کند وتا ابد آن زن در عذاب جهنم خواهد ماند."

حضرت علی می فرمایند:

"خدا لعنت کننده ی کسی است که حیوانات را لعنت می کند."

عبد الله ابن جعفر می گويد:

" حضرت رسول به خانه يکي از انصار داخل شد. شتري را مضطرب ديد حضرت نزد آن شتر آمد و کوهان شتر را دست ماليد و نوازشش کرد تا آرام گرفت. سپس فرمود صاحب شتر کيست؟ جواني نزد حضرت آمد و عرضه داشت من صاحب شترم حضرت فرمود آيا از خداوند درباره اين حيوان نمي‌ترسي؟خداوند تو را مالک اين حيوان قرار داده، سيرش نمی کني و شکنجه‌اش مي‌داري؟"
امام صادق به جنگ انداختن عمدی دو حیوان را مکروه می دانند .
همچنين نقل شده که پيامبر اکرم(ع) با یارانش از حرم گذر مي ‌فرمود. آهويي خوابيده بود. حضرت يک نفر را حافظ او قرار داد تا آن حيوان را نترسانند و آزارش ندهند.
چه زیبا می گوید شهید چمران که :

"آه خدایا ! من فریاد حیوان بیگناه را می شنوم. من درد او را احساس میکنم. من اشکی را که در چشمانش می غلتد میبینم. من بیگناهی او را می دانم. من می بینم که او مرا به دادخواهی طلبیده است. و من نیز با همه وجودم آماده ام که به بیگناهی او شهادت دهم. او را شفاعت کنم و از مردم بخواهم که به خاطر خدا و به خاطر من از این حیوان زبان بسته بگذرند حیوان بیگناه میخواهد فریاد کند اما صدایش درنمی آید. و من می خواهم بدوم دستش را بگیرم اما طلسم شده ام ".

همه ی ما زندگی توام با آزادی و رفاه را دوست داریم وبنابر سخن حضرت علی هر چه را که برای خود دوست داشته باشیم را بایستی برای دیگر افراد و جانداران نیز دوست بداریم.پس چرا بایستی نعمت داشتن زندگی وحق زندگی را از خلایق خدا بگیریم حتی در روایات آمده پیامبر اعظم به گربه ای که جهت زایمان به مسجد پناه آورده بود پناه داده و حتی عده ای را نیز مامور به رسیدگی و دادن آب وغذا به گربه ها نمودند.
در احاديث آمده : واجب است کسي که شيرگوسفند یا... را مي‌دوشد، ناخن‌هاي انگشتانش را از ته بگيرد تا حيوان اذيت نشود یا به هنگام قربانی کردن حیوانات در حمل ونقل وذبح آن طوری این کاررا انجام داد که ترس کمتری به حیوان زبان بسته وارد شود.
در تاریخ آمده که بسیاری از مسلمانان صدر اسلام فقط با هدف آزاد کردن پرندگان به خرید آنها می رفتند متاسفانه هم اکنون این امر و این کارزیبا وحسنه یعنی آزاد کردن پرندگان محبوس در قفس اصلا درقرن حاضردرکشورماصورت نمی گیرد وتنها نذرها و عهدهای ما با خدا منحصر در روشن کردن شمع و یا دادن احساناتی برای مردم یاکارهایی از این قبیل می باشد.
در مقابل حتی می توان با آزاد کردن پرنده ی محبوس در قفسی یا نجات جانداری نیز می توان یک کار نیک وحسنه ای را انجام داد هم اکنون نیز بافرارسیدن فصل سرد سال چه نیکوست که به فکر پرندگان یا جاندارانی باشیم که شاید سخت بتوانند در این موقع از سال برای خود غذا بیابند و با ریختن مقداری نان خشک یا .... برای پرندگان وسایر جانداران در حق آنها احسان نمود چه زیباست که مهربانی با خلایق خدا رااز همان بچگی به فرزندان خود بیاموزیم.
مثلا در مهدهای کودک یا مراکز دبستانی با در نظر گرفتن محلی برای دان خوردن پرندگان وتشریح مطالبی در خصوص مظلومیت و بی گناه بودن حیوانات زبان بسته ولزوم کمک به جانداران، به آنها عطوفت ومهربانی را از همان سنین کودکی بیاموزیم.
بیایید خودبین نباشیم و بتوانیم وجود دیگر موجودات را در کنار خود تحمل کنیم موجوداتی که حق کمتری نسبت به ما در زندگی کردن ندارند.
مهاتماگاندی : "عظمت و فضائل يک ملت را از طرز رفتار آنان با حيوانات برآورد می کنند."

از سایت اینترنتی

www.irspca.com

+ نوشته شده در  پنجشنبه 30 خرداد1387ساعت 19:58  توسط پوپك  | 

 

 

دلایل گیاه خوار بودن انسان
چند دلیل زیر مقداری از دلایل بسیار زیادی است که ثابت می کند انسان بطور حتم جزو گیاهخواران می باشد و اشتباهاً از روی حرص، شهوت و یا شاید هم بخاطر اجبار در دورانی که یخبندان سطح کره زمین را پوشانده بود به این تغذیه غلط روی کرد و تابکلی دست از این عادت مضرش بر ندارد روی سلامت و آرامش را نخواهد دید. آنچه مسلم است در طبیعت هر چیز در جای خاص خودش قرار دارد. یک گیاه برای مرداب درست شده و دیگری برای بیابان. ساختمان دهان یک جانور برای چریدن است و دیگری برای دریدن. انسان موجودی نیست که ساختمان بدنش چیزی مقایر با قوانین طبیعت باشد. او نیز زاده طبیعت است و وابستگی نزدیکی به طبیعت داد. هر گاه او را رو یهمرفته با سایر جانوران مقایسه کنیم می بینیم نه شبیه است به جانوران درنده و نه به حیوانات چرنده. بلکه ساختمان بدن او بسیار نزدیک است به ساختمان میمونهای میوه خوار.
دلیل اول
در طبیعت آن دسته از پستانداران که آب را هنگام نوشیدن لیس می زنند مثل گربه، ببر، خرس و گرگ، گوشتخوار هستند و هر کدام که آب را می مکند یا هورت می کشند مانند گاو، فیل و انسان گیاهخوار می باشند .
دلیل دوم
انسان و بقیه گیاهخواران قادرند آرواره پائین خود را بدون تکان دادن سر علاوه بر بالا و پائین به طرفین نیز تکان دهند در حالیکه درندگان از حرکات جنبی فکین که جهت آسیاب کردن دانه به گیاهخواران داده شده عاجز می باشند.
دلیل سوم
آرواره جانوران گوشتخوار دارای دندانهای شمشیری شکل هست که به دو دندان نیش بزرگ برای پاره کردن مجهز است این آرواره ها بسیار پر قدرت و خرد کننده می باشند، اما در گیاهخواران دندانها صاف و مسطح هستند و دندانهای کلبی همسطح بقیه دندانهاست، آرواره ها ضعیف هستند و برای فشارهای شدید طراحی نشده اند. نوع دندانهای انسان او را جزو لاینفک گروه گیاهخواران قرار می دهد. (این تفاوت حتی در مینای دندانها هم مشاهده می شود) .
دلیل چهارم
در ساختمان بدن گوشتخواران بعلت قابلیت فساد پذیری سریع گوشت طول روده ها کوتاه است تا حیوان بتواند هر چه زودتر آنرا دفع نماید. زیرا غذاهای گوشتی پس از هضم در روده محیط بسیار مناسبی برای رشد باکتریهای مواد آلی از هم پاشیده و فاسد شده بوجود می آورد. گیاهخواران منجمله انسان دارای روده های درازی می باشند برای اینکه مواد غذایی به آهستگی مواد مغذی را پس می دهند، و از اینجاست که تغایر غذای یک گوشتخوار با گیاهخوار مشهود می گردد. تبدیل و هضم غذای گیاهخواران به وسیله انفعالات تخمیری با همراهی دسته های مختلف میکروبهای گیاهی انجام می گیرد. با این تفاوت که آن دسته از میکربها که برای گوشتخواران مناسب است برای گیاهخواران مناسب نیست. حتی اگر بدن برای تعدیل آن کوشش کند. این ثابت می کند گوشت یک غذای اشتباه و مضر برگیاهخواران می باشد .
دلیل پنجم
معده انسان و عضلات آن بسیار ظریف و حساس است و به هیچ وجه قادر به هضم کامل غذاهای گوشتی نیست در حالیکه معده خشن گوشتخواران با عضلات پولادینش کار اصلی هضم را انجام می دهد. این اساسی ترین دلیل برای هضم نکردن غذا، یبوست و دل درد در آدمهائیست که از گوشت برای خوراک استفاده می کنند .
دلیل ششم
ترشح غده های معده و لوزالمعده انسان و بقیه حیوانات گیاهخوار به بافتهای گوشت بسیار کم اثر است و نمی توانند قادر باشد مانند ترشحات غدد یک درنده، گوشت (و همچنین استخوان حیوانات) را نرم و حل کنند.
دلیل هفتم
گوشت دارای ازت زیادی است که دفع آن از عهده کبد جانوران گیاهخوار ساخته نیست و همین علت اصلی امراضی چون نقرس و ناراحتیهای کبدیست که بکرات نزد افراد گوشتخوار دیده می شود، بوی بد دهان و بعضی از انواع سردردها و سرگیجه ها نیز زائیده همین سبب است .
دلیل هشتم
انسان قادر نیست مانند حیوانات گوشتخوار از جسد حیوانات بطور کامل و طبیعی استفاده کند. وقتی شیر، روباه یا هر حیوان دیگری طعمه اش را شکار می کند فقط گوشتهای ران و سر و سینه آنرا نمی خورد بلکه گوشت، پوست و استخوان را با هم می بلعد و با این کارش تعادلی از نقطه نظر احتیاجات گوناگون بدن به مواد مختلف غذایی بر قرار می کند .
دلیل نهم
چاک دهان گوشتخواران بسیار عریض است بطوریکه می توانند هنگام بلعیدن آنرا بحد زیادی بازنمایند، چاک کوچک دهان انسان دلیل محکم دیگری بر میوه خوار بودن اوست .
دلیل دهم
چربیهای موجود در گوشت حیوانات به زحمت از بدن گیاه خواران دفع می گردد و اغلب بصورت پیه در ناحیه های شکم، ران، باسن و غبغب مردم گوشتخوار ذخیره می شود، همین چربیهاست که در جدار داخلی رگها جمع شده و حرکت خون را نامنظم می سازد
سکته های قلبی حاصل این تغذیه اشتباه و شکم پرستانه است. مصرف چربیهای گیاهی مثل روغن زیتون، آفتابگردان و غیره هیچوقت دیده نشده که عارضه ای ایجاد کند .
دلیل یازدهم
حیوانات گوشتخوار می توانند به سرعت بدوند و شکار خود را در حال گریز بگیرند اما انسان چون میوه خوار است، قادر به این کار نیست و در عوض به راحتی دانه از گیاهان بر می چیند یا از درختان بالا میرود و برای خوراکش میوه می کند .
دلیل دوازدهم
چشم گوشتخواران بر خلاف چشم انسان و دیگر جانوران گیاهخوار که نامتغییر می باشد قادر است در تاریکی ببیند و مردمکش کوچک و بزرگ شود.
دلیل سیزدهم
پروتئین حاصله از گوشت برای جذب شدن، معده انسان را به یک کار طاقت فرسا وامی دارد در حالیکه پروتئین های نوع گیاهی راحت تر جذب شده و بدن انسان و دیگر حیوانات گیاهخوار آنها را آسان تر قبول می کند.
دلیل چهاردهم
حیوانات گوشتخوار می توانند بوی جانوران دیگر را از خیلی دور استشمام کنند. انسان اصلاً قادر به این کار نیست.
دلیل پانزدهم
تمام گوشتخواران قادرند برای بچنگ آوردن شکار، خود را اگر لازم باشد، ساعتها (بی حرکت) پنهان کنند و بطور غریزی حیله های گوناگونی را برای فریب دادن طعمه می دانند، انسان نه می تواند چند دقیقه جائی بند شود و نه قادر است در جائیکه هموار نیست راه برود .
دلیل شانزدهم
طبع انسان چون میوه خوار است، همانگونه که گوشتخواران از دیدن اجساد خون آلود اشتهایشان تحریک می شود او نیز از دیدن، بوئیدن و چشیدن میوه ها و سبزیجات لذت می برد و خوشش می آید و در مقابل از دیدن اجساد خون آلود و دل و روده در آمده حالش بهم می خورد و غمگین و ناراحت می شود. (درضمن گیاهخواران و از جمله انسان بسیار علاقه مند اند که میوه ها را به صورت خام بخورند، این در حالیست که خوردن گوشت خام برای انسان تهوع آور و غیر قابل قبول می باشد.- انسان طبیعتاً از گشتن و خون گریزان است.)
دلیل هفدهم
میوه جات و سبزیجات خام از خاصیت شدید شفا بخشی و دفع میکروب برخوردارند که برای سلامت انسان بسیار ضروریست. برعکس میوه ها و سبزیجات ، گوشت اکثر اوقات ناقل ویروس ها و میکروبهای خطرناک است، بخصوص انواع و اقسام کرمها معمولاً از راه گوشت به انسان منتقل شده در جدار روده می چسبند و شخص گوشتخوار را مبتلا به کم خونی، زردی، رنگ پریدگی، لاغری، ضعف بنیه، پر خوابی و بی حوصلگی می کنند. هر چند پختن تا حدودی این کرمها را از بین می برد ولی تصور از بین بردن تمام این موجودات خطرناک از راه پختن یک راه اساسی نیست زیرا که خیلی از آنها می توانند درجه حرارتهای بسیار شدید را نیز تحمل کنند و تازه آنهائی که از بین می روند مواد زائد سمی خود را همچنان باقی می گذارند و آن اکثریتی که از بین نمی روند در بدن بسرعت رشد کرده و زندگی را بر شخص گوشتخوار تنگ می گردانند. اگر شما نیز گوشتخوار هستید چه بسا که مبتلا به این کرما، ویروسها و انگلها بوده، ولی خودتان از آن خبر نداشته باشید.
دلیل هجدهم
بزاق انسان و دیگر گیاهخواران جهت آماده کردن مواد نشاسته ای برای هضم در دهان، دارای آمیلاز است، اما بزاق دهان گوشتخواران فاقد این ماده می باشد .
دلیل نوزدهم
قسمتهای مختلف گوشت بطور وحشتناکی از اسید اوریک (اوره) برخوردار است مثلا یک کیلو گوشت گوساله دارای 30 گرین و یک کیلو جگر بیش از 40 گرین اسید اوریک دارد، در حالی که تمام اسید اوریکی که بدن خود می سازد و دفع می کند در روز از طریق کلیه ها فقط 6 گرین می باشد و اضافه بر این مقدار کاری دشوار برای کلیه ها بوجود آورده شخص را به امراض گوناگون سخت که ناشی از تراکم اسیداوریک در بدن باشد مبتلا می سازد. این بیماریها تا وقتی مریض به خوردن گوشت ادامه می دهد هرگز دیده نشده که علاج قطعی داشته باشد .
دلیل بیستم
چرندگان و پرندگان گیاهخوار همدیگر را می شناسند و به مهربانی در کنار یکدیگر می توانند زندگی کنند، مرغ و خروسها لابلای دست و پای گاو گوسفند بدون آنکه ترسی به خود راه بدهند می لولند و دنبال دانه می گردند، اما همین که گرگ یا روباهی نزدیک شود به طور غریزی از آنجا می گریزند این حالت در انسان هم دیده شده که از حیوانات درنده فرار کند .
دلیل بیست و یکم
دستهای انسان که به گروه گیاهخواران تعلق دارد برای دریدن ساخته نشده است انگشتان دست او نشان میوه خوار بودن اوست، والا می بایست از پنجه هائی برنده و تیز بر خوردار باشد .
دلیل بیست و دوم
کنترل حرارت بدن به دو طریق انجام می گیرد. یکی با عرق کردن و دیگری با آویختن زبان از دهان و تنفس های سریع. کلیه گیاهخواران از طریق اول با استفاده از مجراهای موجود در روی پوست خود و تمامی گوشتخواران به طریق دوم با در آوردن زبان و تنفس سریع اینکار را انجام می دهند مثل سگ و گرگ .
عرق کردن در گیاهخواران باعث دفع طبیعی سموم احتمالی موجود در گیاهانی که گیاهخوار خورده خواهد شد و چنانچه انسانی از خوراک گوشتی استفاده کرده باشد چون میزان سموم و مواد زائد از میزان طبیعی بالاتر می رود، عرق تن او بد بو و متعفن خواهد گردید .
دلیل بیست و سوم
گوشتخواران تقریباً ده برابر گیاهخواران جوهر نمک (اسید هیدروکلریک) در بدن خود تولید می کنند که بیشتر در هضم قسمتهای استخوانی گوشت بکار گرفته می شود. و با توجه به میزان جوهر نمک در بدن آدمی هرگز نمی شود او را یک گوشتخوار به حساب آورد .
دلیل بیست و چهارم
انسان می تواند در رژیم غذایی خود گوشت را به سادگی حذف کند و در این راستا ادعا می شود که رو به سلامت بیشتر هم خواهد گذاشت، ولی او هیچگاه نمی تواند غذای طبیعی خود را که گیاهان می باشد حذف کند و به زندگی ادامه دهد. این در حالیست که گوشتخواران می توانند بدون خوردن گیاه زندگی کنند و سالم باقی بمانند .

برگرفته ازhttp://www.iranvegetarians.com

+ نوشته شده در  چهارشنبه 22 خرداد1387ساعت 19:15  توسط پوپك  | 

چگونه مي تواني چيزي را بخوري كه چشم دارد؟
+ نوشته شده در  چهارشنبه 22 خرداد1387ساعت 19:10  توسط پوپك  | 

تا زمانی که بدن ما گور زنده حیوانات کشته شده است، چطور می توانیم انتظار هر گونه شرایط ایده آل را بر روی زمین داشته باشیم؟
+ نوشته شده در  چهارشنبه 22 خرداد1387ساعت 19:8  توسط پوپك  | 

ما تنها به اين دليل مي توانيم گوشت را ببلعيم كه به كار بيرحمانه و گناه آلودي كه انجام مي دهيم نمي انديشيم. خشونت ... گناهي اساسي است و هيچ بحث يا تمايز زيبايي نمي پذيرد. تنها اگر نگذاريم قلبمان از عاطفه تهي شود، خود با خشونت به مخالفت بر مي خيزد، صدايش همواره به روشني شنيده مي شود، و با اين حال ما همچنان به خشونت ها تداوم مي بخشيم، با خوشحالي، همه ما – در حقيقت، هر آنكس كه به ما نپيوندد او را غير عادي لقب مي دهيم.  
+ نوشته شده در  چهارشنبه 22 خرداد1387ساعت 19:7  توسط پوپك  | 

 حيواناتي كه مي خوري آن هايي نيستند كه با ولع حيوانات ديگر را مي خورند؛ تو جانوران گوشتخوار را نمي خوري، بلكه آن ها را الگوي خود قرار مي دهي. تو ولع مخلوقات كوچك و دوست داشتني را داري كه كسي را آزار نمي دهند، كه به دنبال تو حركت مي كنند، و تو در ازاي خدمتشان آن ها را مي خوري.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 22 خرداد1387ساعت 19:4  توسط پوپك  | 

ما بقیه مخلوقات حیوانی را به بند كشیده ایم و با بستگان دور دست خزپوش و پردار خود آنقدر بد رفتار كرده ایم كه اگر آنها می توانستند طرح آئینی را بریزند، بی شك شیطان را به شكل انسان ترسیم می كردند.

 ویلیام رالف اینج (1954-1860)

+ نوشته شده در  یکشنبه 22 اردیبهشت1387ساعت 20:30  توسط پوپك  | 

" کسانی که زیاد گوشت میخورند بیش از سایر مردم درنده و تندخو می باشند، این امتحان در همه جا و در هر زمانی شده است"

+ نوشته شده در  یکشنبه 22 اردیبهشت1387ساعت 20:27  توسط پوپك  | 

انجمن حمايت از حيوانات يک تشکل مردمي و زيست محيطي از گروه سازمان هاي غير دولتي است که در سال 1377 آغاز به کار نموده است. از نظر قانوني، مورد تأييد وزارت کشور، اطلاعات و نيروي انتظامي مي باشد. انجمن حمايت از حيوانات که به نام بين المللي ايران. اس. پي . سي (IRAN.SP.C ) به جهان معرفي شده است، تنها سازمان غير دولتي ايراني با هدف حمايت از حيواناتي است که مورد آزار قرار مي گيرند و بي پناهند. اين سازمان در پي ايجاد شرايط مطلوبتر زندگي براي حيوانات مي باشد. انجمن حمايت از حيوانات با هدف کلي دفاع از حقوق حيوانات و با استعانت از فرهنگ اسلامي و ملي ايران، به توسعه معلومات و تشويق افراد و رواج تعاليم انساني درباره حيوانات و ايجاد مسؤوليت هاي فردي در قبال حقوق حيوانات مي پردازد.

اين سازمان يکي از بزرگترين و پر جمعيت ترين تشکل هاي زيست محيطي معاصر در کشور است. برخي از اهدافي كه در مرامنامه اين سازمان آمده است، عبارتند از:

حفاظت از حيات وحش و جلوگيري از انقراض نسل حيوانات وحشي؛ ممانعت از جور و ستم به حيوانات و جلب توجه عامه به دوستي آنها؛ توسعه معلومات و ايجاد مسؤوليت فردي در مقابل حيوانات در جهت تخفيف آلام آنها؛ نظارت بر نحوه استفاده از حيوانات به منظور پيشرفت علم، مسابقات و سرگرمي، شکار و تربيت، کشاورزي، توليد مثل، دامپزشکي، حمل و نقل و... به شکلي که رفاه حال آنها در نظر گرفته شود.
+ نوشته شده در  جمعه 20 اردیبهشت1387ساعت 22:43  توسط پوپك  | 

شهید چمران، دوستدار تمامی خلایق خدا اسوه ی شهیدان یک ماه و اندی بعد از این که دکترچمران در سوسنگرد زخمی شد، آرام آرام با یک چوب دستی توانست به آرامی حرکت کند. چون از دو نقطه پا به شدت مجروح بود. و برای اینکه دلش آرام نداشت و شور سنگر را میزد، تصمیم گرفت برای بازدید با همان پای زخمی به خط مقدم برود. رفقایش هم تصمیم گرفتند که به شکرانه سلامتی نسبیش، گوسفندی برایش قربانی کنند و همین کار را هم کردند. اما دکتر چند ثانیه با چهره برافروخته به صحنه بریده شدن سر گوسفند خیره نگریست و از گوشت آن گوسفند هرگز نخورد. همان روز، این سطور را در وصف حال عجیب خودش وقت قربانی شدن گوسفند نوشت.

چمران یک فرمانده جنگیست. خون و آتش و ضجه و فریاد زیاد دیده است. دست و پای بریده زیاد دیده است. اما این چنین از مشاهده تصویر گوسفند قربانی، زجر میکشد. و این چیزی نیست جز منش عاشق چمران که اینگونه حال گوسفند قربانی را توصیف میکند، گویی که بارها اینگونه قربانی شده است.

یادداشت کوتاه چمران در کتاب «رقصی چنین میانه ی میدانم آرزوست»، منتشر شده است ؛

«امروز گوسفندی را برای من قربانی کردند. چه قدر زجر کشیدم. درد گوسفند را تا اعماق وجودم احساس میکردم. هنگامی که خون از گردنش فوران میکرد، گویی این خون من است که بر خاک میریزد. میدیدم که حیوان زبان بسته، برای حیات خود تلاش میکند. دست و پا میزند. میخواهد ضجه کند، فریاد کند، از دنیا و از همه چیز استمداد کند و از زیر کارد براق بگریزد. اما افسوس که مظلوم است و اسیر و دست و پا بسته است.

کارد به گردنش نزدیک میشود. چشمان گوسفند برق میزند. به همه اطراف میچرخد. برق کارد را میبیند. اولین فشار تیزی کارد را بر گردن خود احساس میکند. با همه قدرت خود برای آخرین بار تلاش میکند. امید به حیات، آرزوی زندگی و حب ذات در همه وجودش شعله میکشد. میخواهد زنده بماند. میخواهد از آب این عالم بنوشد. از هوای دنیا استنشاق کند. به آسمان بلند، به کوههای سر به فلک کشیده، به درختها، به گلها، به سبزه ها، به جویبارها، به صحراها، به دشتها، به دریاها، به ستارهها، به ماه، به خورشید، به سپیده صبح، به غروب آفتاب نگاه کند و از زیبایی آنها لذت ببرد.


او احساس میکند که مورد ظلم و ستم قرار گرفته، همه دنیا به او ظلم میکنند. همه دشمن او هستند. همه در مرگ او شادی میکنند. همه منتظرند که دست و پا زدن او را در خون ببینند و کف بزنند. او استغاثه میکند. التماس میکند. لااقل یک نفر منصف میطلبد. میخواهد کسی را به شفاعت بطلبد.

آخر ای انسانها ... وجدان شما کجا رفته است ؟! تمدن شما، انسانیت شما، خدا و پیغمبر شما کجاست ؟! مگر قرار نیست از مظلومین دفاع کنید ؟! چرا نمیگذارید فریاد کنم ؟!! چرا اجازه اشک ریختن نمیدهید ؟!

آه خدایا ! من فریاد این حیوان بیگناه را میشنوم. من درد او را احساس میکنم. من اشکی را که در چشمانش میغلتد میبینم. من بیگناهی او را میدانم. من میبینم که او مرا به دادخواهی طلبیده است. و من نیز با همه وجودم آماده ام که به بیگناهی او شهادت دهم. او را شفاعت کنم و از مردم بخواهم که به خاطر خدا و به خاطر من از این حیوان زبان بسته بگذرند.

من با همه وجودم میخواهم بدوم و کارد را از دست آن مرد بگیرم. میخواهم فریاد کنم دست نگه دارید. این حیوان زبان بسته را برای من نکشید. اما گویی صدای حیوان خفه شده است و حرکت من هم منجمد.

در عالم خواب، گاهی آدم میخواهد فریاد کند، ولی صدایش درنمیآید. اینجا هم چنین حالتی برای من پیش آمده است. حیوان بیگناه میخواهد فریاد کند اما صدایش درنمیآید. و من میخواهم بدوم دستش را بگیرم اما طلسم شده ام.
کارد تیز بر گردن گوسفند نزدیک میشود و من تیزی آن را بر گردنم احساس میکنم. حیوان اسیر دست و پا میزند گویی که من دست و پا میزنم. و همه فشارهای حیات و مرگ را که در آن لحظه بر گوسفند میگذرد، گویی که بر من گذشته است.»

برگرفته از www.irspca.com

+ نوشته شده در  جمعه 20 اردیبهشت1387ساعت 22:29  توسط پوپك  |